بررودکریز

متن مرتبط با « زندگینامه شهید کشوری » در سایت بررودکریز نوشته شده است

شهیدی که هیچ گاه قاتل او پیدا نشد+تصاویر

  • نیلوبلاگ

      جمعه 19 آذر 1395 :: نويسنده : احمد   کد خبر: ۳۲۷۰۲۴    شهیدی که هیچ گاه قاتل او پیدا نشد+تصاویر    از سالهای آغازین دهه 50، دغدغه های آن شهید، متوجه برون داد فکری و دینی جریان موسوم به روشنفکری دینی بود و در برابر آن به شدت موضعگیری می‌نمود. وی به طور مشخص بر آثار دکتر علی شریعتی حساسیتی فراوان نشان می‌داد . گروه تاریخ مشرق- شهید آیت الله حاج شیخ قاسم اسلامی از عالمان مجاهد و خطبای پر آوازه قرن اخیر در تهران و ایران به شمار می‌رود. وی پس طی مدارج علمی در حوزه های قم و نجف و دریافت اجازات متعدد اجتهاد از مراجع نامدار آن، راهی تهران گشت و به مواجهه با عناصر و چهره‌های دین ستیز همچون احمد کسروی پرداخت. ...

    ادامه مطلب
  • خاطرات و حاضر جوابی های شهید مدرس

  • نیلوبلاگ

      مرکز اسناد انقلاب اسلامی   خاطرات و حاضر جوابی های شهید مدرس پژوهشگر:    مدرس در حاضر جوابی، کم نظیر اگر نگوییم بی‌نظیر بود. بدون تأمل، چنان زیبا و ادیبانه پاسخ می‌داد که موجب تحیر می‌شد. حاضر جوابی‌های او آنقدر جالب توجه بود که اگر در مجلس، وسط سخنرانی کسی، جمله‌ای می‌گفت و صدا به همه نمایندگان نمی‌رسید، گفته مدرس را از یکدیگر جویا می‌شدند   خاطرات و حاضر جوابیهای شهید مدرس مقدمه: مدرس در سال 1287 ق در روستای سرابه کچو از توابع اردستان چشم به جهان گشود. در شش سالگی همراه پدر به شهرضا (قمشه) عزیمت نمود و در همان شهر دروس حوزوی را آغاز کرد. سال 1303 ق در سن 16 سالگی به منظور ادا...

    ادامه مطلب
  • خاطرات و حاضر جوابی های شهید مدرس

  • نیلوبلاگ

        خاطرات و حاضر جوابی های شهید مدرس     خبرگزاري فارس: مدرس در حاضر جوابي، كم نظير اگر نگوييم بي‌نظير بود. بدون تأمل، چنان زيبا و اديبانه پاسخ مي‌داد كه موجب تحير مي‌شد.حاضر جوابي‌هاي او آنقدر جالب توجه بود كه اگر در مجلس، وسط سخنراني كسي، جمله‌اي مي‌گفت و صدا به همه نمايندگان نمي‌رسيد، گفته مدرس را از يكديگر جويا مي‌شدند مقدمه: مدرس در سال 1287 ق در روستاي سرابه كچو از توابع اردستان چشم به جهان گشود. در شش سالگي همراه پدر به شهرضا (قمشه) عزيمت نمود و در همان شهر دروس حوزوي را آغاز كرد. سال 1303 ق در سن 16 سالگي به منظور ادامه تحصيلات، راهي اصفهان شد و در مدرسه جده كوچك حجره‌اي گر...

    ادامه مطلب
  • حاضر جوابی های شهید مدرس

  • نیلوبلاگ

        حاضر جوابی های شهید مدرس   مدرس در حاضر جوابی، کم نظیر اگر نگوییم بی‌نظیر بود. بدون تأمل، چنان زیبا و ادیبانه پاسخ می‌داد که موجب تحیر می‌شد.حاضر جوابی‌های او آنقدر جالب توجه بود که اگر در مجلس، وسط سخنرانی کسی، جمله‌ای می‌گفت و صدا به همه نمایندگان نمی‌رسید، گفته مدرس را از یکدیگر جویا می‌شدند. زمانی که نصرت‌الدوله وزیر دارایی بود، لایحه‌ای تقدیم مجلس کرد که به موجب آن، دولت ایران یکصد سگ از انگلستان خریداری و وارد کند. او شرحی درباره خصوصیات این سگ‌ها بیان کرد و گفت: این سگ‌ها شناسنامه دارند، پدر و مادر آنها معلوم است، نژادشان مشخص است و از جمله خصوصیات دیگر آنها ای...

    ادامه مطلب
  • مخالفت به نفع دزدان/شهیدمدرس معروف به (آقای شهید)

  • نیلوبلاگ

      حاضر جوابی آیت الله مدرس در مقابل زور گویان مخالفت به نفع دزدان زمانی که نصرت‌الدوله، وزیر دارایی بود، لایحه‌ای تقدیم مجلس کرد که به موجب آن، دولت ایران یک صد سگ از انگلستان خریداری و وارد کند. او شرحی درباره ویژگی‌های این سگ‌ها بیان کرد و گفت: «این سگ‌ها شناسنامه دارند. پدر و مادر آنها معلوم است. نژادشان مشخص است و از جمله دیگر خصوصیات آنها این است که به محض دیدن دزد، او را می‌گیرند.» مدرس طبق معمول، دست روی میز زد و گفت: «مخالفم». وزیر دارایی گفت: آقا! ما هرچه لایحه می‌آوریم، شما مخالفید. دلیل مخالفت شما چیست؟ مدرس جواب داد: مخالفت من به نفع شماست. مگر شما نگفتید این سگ‌ها به محض دیدن دزد، او ر...

    ادامه مطلب
  • ماجرای تعویض نگهبانان شهید مدرس در زندان!

  • نیلوبلاگ

        کد خبر: 401188 | 6 آیه‌ها و آینه‌ها (۲۳۹)؛ ماجرای تعویض نگهبانان شهید مدرس در زندان! محبوبیت در بین مردم مسئله ایست که شاید خیلی از افراد به دنبال رسیدن به آن باشند. قرآن کریم روشی ساده اما در عمل سخت را برای رسیدن به محبوبیت در جامعه بیان می‌کند و آن این است که ایمان بیاورید و عمل صالح انجام دهید.   آیه: خداوند متعال در قرآن می‌فرماید: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَنُ وُدًّا مریم/96 خدای رحمان کسانی را که ايمان آورده‌اند و کارهای شايسته کرده‌اند، محبوب همه می‌گردا...

    ادامه مطلب
  • شعری برای سالروز شهادت خلبان کشوری

  • نیلوبلاگ

        شعری برای سالروز شهادت خلبان کشوری        کد خبر: ۸۱۵۵۹ شعری برای سالروز شهادت خلبان کشوری   عبدالرحیم سعیدی راد از شاعران کشورمان برای خلبان شهید احمد کشوری شعری سروده است. عقیق: 15آذر ماه سالروز شهادت خلبان شهید احمد کشوری است. عبدالرحیم سعیدی راد از شاعران کشورمان برای خلبان شهید احمد کشوری شعری سروده است که در ادامه می‌آید: آتش افتاده باز در سخنم آه در حال شعله ور شدنم نیمه آذر است و می‌سوزم در غم توست بال و پر زدنم پر کشیدی از این سرای شگفت آسمان زیر بال تو گم شد خوش به حال تو که تمام دلت وقف اسلام و عشق مردم شد یادم آمد نماز خواندن تو آن نمازی که روح در...

    ادامه مطلب
  • زندگینامه شهید کشوری - نسخه متنی

  • نیلوبلاگ

        زندگي نامه شهيد سرگرد خلبان احمد كشوري بسم الله الرحمن الرحيم شهيد كشوري ، اسطوره مقاومت در روزهاي خون وخطر مكتبي كه شهادت دارد اسارت ندارد امام خميني اين مختصري است از زندگي نامه شهيد سرگرد خلبان احمد كشوري مردي كه افتخار اسلام و هوانيروز بود و به وسيله سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ارتشي نمونه لقب گرفت دلاوري كه همه عشقش اسلام بود و امام شهيدي كه در دامان پدر و مادري مسلمان و شجاع پرورده شد از شجاعت پدرش همين بس كه رئيس ژاندارمري در يكي از شهرهاي شمال بوده با سردمداران زر و زور مبارزه مي كرد و در آخر مجبور به استعفا شد و سپس به كشاورزي پرداخت و از قدرت روحي مادرش چه چيز بالاتر از اين كه در هنگام دفن پسرش در حالي كه عكس او را مي بوسيد و پرچم جمهوري اسل...

    ادامه مطلب
  • نزدیک تر به آسمان، در وصف شهید احمد کشوری

  • نیلوبلاگ

      نزدیک تر به آسمان، در وصف شهید احمد کشوری شهیداحمد کشوری احمد، نامی است که شجاعت و پایداری را در یاد مردم این سرزمین زنده می کند. احمد، کشوری بود که در قلب ملتی جای باز کرد. 1332، فیروزکوه شاهد طلوع فرزندی بود که شعاع نورش در فرداهای دور، آسمان ایران را پرتو افشانی کرد از همان آغاز از جبین این مولود، همت را می شد خواند. چیزی که گذر زمان نمودش را هر چه بیشتر هویدا ساخت. پدرش با اینکه در ژاندارمری مشغول به خدمت بود و چیزی کم نداشت، ظلم و زور دستگاه جبار را تاب نمی آورد و به شکل های مختلف می کوشید حقوق از دست رفته ی مردم را ایفا کند. سرانجام نیز که فضا را برای خدمت به مردم مناسب نمی دید؛ استعفا داد و به کشاورزی روی آورد. و به نان رنج و عرق جبین بسنده کرد. تر...

    ادامه مطلب
  • ده خاطره از شهید احمد کشوری

  • نیلوبلاگ

      ده خاطره از شهید احمد کشوری 1) كلاس دوم راهنمايى كه بود، مجلات عكس مبتذل چاپ مى كردند. در آرايشگاه، فروشگاه و حتى مغازه ها اين عكس ها را روى در و ديوار نصب مى كردند و احمد هر جا اين عكس ها را مى ديد پاره مى كرد. صاحب مغازه يا فروشگاه مى آمد و شكايت احمد را براى ما مى آورد. پدر احمد، رئيس پاسگاه بود و كسى به حرمت پدرش به احمد چيزى نمى گفت. من لبخند مى زدم. چون با كارى كه احمد انجام مى داد، موافق بودم. يك مجله اى با عكس هاى مبتذل چاپ شده بود كه احمد آنها را از هر كيوسك روزنامه اى مى خريد. پول توجيبى هايش را جمع مى كرد. هر بار ۲۰ تا مجله از چند روزنامه فروش مى خريد وقتى مى آورد در دست هايش جا نمى شد. توى باغچه مى انداخت نفت مى ريخت ...

    ادامه مطلب
  • ده خاطره از شهید احمد کشوری

  • نیلوبلاگ

      ده خاطره از شهید احمد کشوری 1) كلاس دوم راهنمايى كه بود، مجلات عكس مبتذل چاپ مى كردند. در آرايشگاه، فروشگاه و حتى مغازه ها اين عكس ها را روى در و ديوار نصب مى كردند و احمد هر جا اين عكس ها را مى ديد پاره مى كرد. صاحب مغازه يا فروشگاه مى آمد و شكايت احمد را براى ما مى آورد. پدر احمد، رئيس پاسگاه بود و كسى به حرمت پدرش به احمد چيزى نمى گفت. من لبخند مى زدم. چون با كارى كه احمد انجام مى داد، موافق بودم. يك مجله اى با عكس هاى مبتذل چاپ شده بود كه احمد آنها را از هر كيوسك روزنامه اى مى خريد. پول توجيبى هايش را جمع مى كرد. هر بار ۲۰ تا مجله از چند روزنامه فروش مى خريد وقتى مى آورد در دست هايش جا نمى شد. توى باغچه مى انداخت نفت مى ريخت ...

    ادامه مطلب
  • تصاویر شهید خلبان کشوری

  • نیلوبلاگ

      آلبوم تصاویر شهید کشوری       تصاویر شهید خلبان کشوری تصاویر شهید خلبان کشوری تصاویر شهید خلبان کشوری     تصاویر شهید خلبان کشوری تصاویر شهید خلبان کشوری تصاویر شهید خلبان کشوری تصاویر شهید خلبان کشوری تصاویر شهید خلبان کشوری تصاویر شهید خلبان کشوری     تصاویر شهید خلبان کشوری تصاو...

    ادامه مطلب
  • یک خاطره جالب از شهید زین الدین

  • نیلوبلاگ

            کد خبر: 134579             یک خاطره جالب از شهید زین الدین       به این مطلب امتیاز دهید 0% 0%         یک روز آقا مهدی می خواست وارد مقر لشگر شود. دژبان که یکی از بچه های بسیجی بود، جلویش را گرفت: کارت شناسایی! ندارم. برگه ی تردد! ندارم. آن بسیجی هم راهش نداده بود. آقا مهدی خودش را معرفی نمی کرد. اصرار کرد که من متعلق به این لشگرم و باید داخل شوم. آن بسیجی هم گفت الا و بلا یا کارت یا برگه ی تردد...! کارت و برگه ندارم، اما مال این لشگرم. شما بروید و بپرسید! نه حتما، باید کارت یا برگه ارائ...

    ادامه مطلب
  • زندگینامه سردارشهیدمهدی زین الدین

  • نیلوبلاگ

        ولادت           شهید زین‏الدین در 18 مهر سال 1338 ش، در خانواده‏ای مذهبی در شهر تهران، در خیابان ری دیده به جهان گشود. پدر و مادرش که از معارف اهل‏بیت برخوردار بودند، اسمش را «مهدی» نهادند. پدر شهید زین‏الدین از فعّالان مذهبی و سیاسی زمان خود بود که بارها به خاطر فعالیت سیاسی، تبعید و در شهرهای مختلف کشور، طعم تلخ زندان رژیم طاغوت را چشیده بود. مادر آن شهید نیز از مربیان قرآن و اشاعه دهندگان معارف اهل‏بیت علیهم‏السلام به شمار می‏رود. آشنایی با قرآن قرآن، راهنمای بشر در تمام عرصه‏های زندگی است و انسان را در حریم امن پروردگار جای داده و با دنیای بی‏کران عبودیت ...

    ادامه مطلب
  • 12خاطره از شهید زین الدین

  • نیلوبلاگ

        12خاطره از شهید زین الدین   وقتی خبر رسید شهید شده، توی حسینیه انگار زلزله شد.کسی نمی توانست جلوی بچه ها را بگیرد. توی سر و سینه شان می زدند. چند نفر بی حال شدند و روی دست بردنشان. آخر مراسم عزاداری، آقای صادقی گفت«شهید، به من سپرده بود که دویست روز روزه ی قضا داره. کی حاضره براش این روزه ها رو بگیره؟» همه بلند شدند. نفری یک روز هم روزه می گرفتند، می شد ده هزار روز.       1- حوصله ام سر رفته بود. اول به ساعتم نگاه کردم، بعد به سرعت ماشین. گفتم. «آقا مهدی! شما که می گفتین قم تا خرم آباد رو سه ساعته می رین. گفت :«اون مالِ روزه. شب، نباید از هفتاد تا بیش تر رفت. قانونه. اطاعتش، اطاعت از ولی فقیهه»....

    ادامه مطلب
  • زندگینامه شهید مهدی زین الدین

  • نیلوبلاگ

        40سردار زندگینامه شهید مهدی زین الدین           در سال 1338 ه.ش در کانون گرم خانواده‌ای مذهبی، متدین و از پیروان مکتب سرخ تشیع، در تهران دیده به جهان گشود. مادرش که بانویی مانوس با قرآن و آشنای با دین و مذهب بود برای تربیت فرزندش کوشش فراوانی نمود. داشتن وضو، مخصوصاً هنگام شیردان فرزندانش برایش فریضه بود و با مهر و محبت مادری، مسائل اسلامی را به آنها تعلیم می‌داد. نبوغ و استعداد مهدی باعث شد که او دراوان کودکی قرآن را بدون معلم و استاد یاد بگیرد و بر قرائت مستمر آن تلاش نماید. پس از ورود به دبستان در اوقات بیکاری به پدرش که کتابفروشی داشت، کمک می‌کرد و به عنوان یک فروند، پدر و مادر را در امو...

    ادامه مطلب
  • زندگینامه ی شهیدزین الدین

  • نیلوبلاگ

         زندگینامه ی شهیدزین الدین   باسمه تعالی  قبلا‌ْ برمناطق وعملیات های غرورآمیزهشت سال دفاع مقدس مروری داشتیم .حال قصدداریم باآن دسته ازشهیدانی که این حماسه هاراآفریدندآشناشویم ابتدابه سراغ شهیدزین الدین وبازندگینامه ی این شهیدگرانقدراشنامی شویم رفتیم ولادت شهید زین‏الدین در 18 مهر سال 1338 ش، در خانواده‏ای مذهبی در شهر تهران، در خیابان ری دیده به جهان گشود. پدر و مادرش که از معارف اهل‏بیت برخوردار بودند، اسمش را «مهدی» نهادند. پدر شهید زین‏الدین از فعّالان مذهبی و سیاسی زمان خود بود که بارها به خاطر فعالیت سیاسی، تبعید و در شهرهای مختلف کشور، طعم تلخ زندان رژیم طاغوت را چشیده بود. مادر آن ش...

    ادامه مطلب
  • سخنی با شهید (سالروز شهادت شهید زین الدین)

  • نیلوبلاگ

            سخنی با شهید (سالروز شهادت شهید زین الدین) ولادت شهید زین‏الدین در 18 مهر سال 1338 ش، در خانواده‏ای مذهبی در شهر تهران، در خیابان ری دیده به جهان گشود. پدر و مادرش که از معارف اهل‏بیت برخوردار بودند، اسمش را «مهدی» نهادند. پدر شهید زین‏الدین از فعّالان مذهبی و سیاسی زمان خود بود که بارها به خاطر فعالیت سیاسی، تبعید و در شهرهای مختلف کشور، طعم تلخ زندان رژیم طاغوت را چشیده بود. مادر آن شهید نیز از مربیان قرآن و اشاعه دهندگان معارف اهل‏بیت علیهم‏السلام به شمار می‏رود. آشنایی با قرآن قرآن، راهنمای بشر در تمام عرصه‏های زندگی است و انسان را در حریم امن پروردگار جای داده و با دنیای بی‏کران...

    ادامه مطلب
  • خاطره ای متفاوت درمورد شهید زین الدین

  • نیلوبلاگ

        کد خبر: ۷۰۸۵۱  -   شهادت شهید زین‌الدین تعبیر خواب یکی از همرزمان ما بود                     خاطره ای متفاوت درمورد شهید زین الدین  ۴۸ ساعت قبل از شهادت مهدی زین‌الدین با ماشینی که به دستور وی از لجستیک لشکر به بنده واگذار شده بود با شهید زین الدین به مقر لشکر در سردشت آمدیم و شب خاطره‌انگیزی را با هم سپری کردیم؛ فردای آن شب شهید زین‌الدین از بنده کلید ماشین را خواست؛ بنده به شهید زین‌الدین گفتم «این ماشین هم مثل موتور شهید همت در جزیره مجنون نشود».  به گزارش مشرق به نقل از ...

    ادامه مطلب
  • آلبوم تصاویر شهید مهدی زین الدین

  • برچسب‌های مرتبط

    شهیدی که هیچ گاه قاتل او پیدا نشد+تصاویر | خاطرات و حاضر جوابی های شهید مدرس | حاضر جوابی های شهید مدرس | مخالفت به نفع دزدان/شهیدمدرس معروف به (آقای شهید) | ماجرای تعویض نگهبانان شهید مدرس در زندان! | شعری برای سالروز شهادت خلبان کشوری | زندگینامه شهید کشوری - نسخه متنی | نزدیک تر به آسمان، در وصف شهید احمد کشوری | ده خاطره از شهید احمد کشوری | تصاویر شهید خلبان کشوری